
بادی بذر تـو را در دلـــم انداخـــت و ُ رفــت xa0 من مانـــده ام و ُ اینxa0 ریشــه ی قطــور دلــدادگی xa0 و هـــزار جــوانه ی شــکفته از یـادَت...
ادامه مطلب
در این وضع ناهنجار من سرداب من گرداب غم بگو آخر تو ای جانا که من بی تو چه کنم؟! در این سوز و گداز و آه من راه من همراه غم بگو با من تو ای جانا که من بی تو چه کنم؟! در این تنهایی و بی تو ماندن بی تو خواندن در سوگ غم بگو با من تمام نا که من بی تو چه کنم؟! که من بی تو در این سرداب در این گرداب در این پیچ و خم و مرداب در این وادی که ندارد هیچ آزادی بگو آخر تو ای جانا که من بی تو چه کنم؟! در این سوز و غم و آه در این راه پی تردید ماه بی پناه در این آشیان که نشد زد یک فغان بگو با من تو ای جانا که من بی...
ادامه مطلب